تبليغاتX
طوبی درخت ماست...
طوبی درخت ماست...
شعر - یادداشت- سید مرتضی کراماتی
مثل عشق

میم مثل من تو مثل عشق

 

نه مثل آسیه

نه مثل مریم

مثل خود خودتی

مثل خودت

مثل نام قشنگی

که با شعر بال می گرفتم

و با شعور

وهر روز

 بهانه می کردم

و یادم باشد

تا در تقویم

-        روز چهاردهم –

 را

صورتی بنویسم

 

از سیستان چشمت

تا بلوچستان نگاهت

نشانی ات را

از همسایه ای که

برف موهایش را

قدر می داند

جستجو کردم

 

و میزبانی

یاری مهربان

سرآغاز اولین نگاه

و دیاری سرسبزتر از باغ  خدا

و بارش نور

در جایی که

 - گمشده ها –

جان می گیرند

و

 – غربت –

 گم می شود

و بعد

 سنگی از کوه

 برمی دارم

تا مهربانی را بزاید

و شب نشینی

 زیر نور ماه

و درختی که

تکیه گاه عشق بود و

 تا خدا

جاری می شد

در شبهایی

 که بوی اقاقی

بهار را

جاودانه می ساخت

 

می خواهم

در تقویم یادها

روز چهاردهم را

برای همیشه

 صورتی بنویسم

و هرروز

 بهانه کنم

شعر را

شعور را

و تورا

که مثل خود خودتی

نه مثل مریم

نه مثل آسیه

و نه مثل من

که هنوز

 دلواپس صدایی هستم

که می خواند :

( د ر یا

 اولین عشق مرا

 ب ر دی ....)

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 7:43 توسط سید مرتضی کراماتی |
رفتنی

 

سزاوار رفتنیم

شاید تا برهوت همراهی مان کنند

سزاوار رفتنیم

شاید اشکها

غبار چشمها را

بیرون کنند

 

امروز

دلواپس فردائیم

نمی خوابیم

شاید – ساعتها – بیدارمان نکنند

 

سزاوار رفتنیم

بردار کوله بار

هرچند شرمسار

هنگام رفتن است .

+ نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 6:55 توسط سید مرتضی کراماتی |