تبليغاتX
طوبی درخت ماست...
طوبی درخت ماست...
شعر - یادداشت- سید مرتضی کراماتی
مثل هم

 

چقدر مثل همیم

چقدر من مثل تو

 و تو مثل من

با همان نگاه

با همان دل ساده

و با همان دغدغه هایی

که نمی دانیم

 چه می شود

اما

این را خوب می دانیم

که هیچ کس

 شاعر

 نمی شود

و هیچ شاعری

هیچ کس

 

چقدر مثل همیم

مثل هم

دخیل بستیم

به درختی

که سایبانش

نگاه بود

و شاخه هایش

 ارادت

به درختی

 که می دانست

راز گریه ها

و رمز لبخند ها را

یکبار دیگر

بالا را نگاه کن

تا از پشت این توری

بلور دستانت را

 تیمم نمایم

....

مثل هم دخیل بستیم

آن جا که

گمشده ها

–      غریب

 بر می گردند

و آن  جا

که انعکاس دستی

آب را

 بهانه می کرد

چه شبهای قشنگی بود

و چه حلاوتی داشت

باغی که

ناخود آگاه در آن

سبزه ها را

 نوازش می کردیم

و حیاطی

 که با همه ی کوچکی اش

خاطرات بزرگی را

 رقم زد

نمی دانم چه می شود

 روزگار من

روزگار تو

که هنوز هم ...

نه تا همیشه

مثل همیم .

+ نوشته شده در سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 12:59 توسط سید مرتضی کراماتی |